مدير مدير .

مدير

بازسازي واحدهاي آسيب‌ديده سيل در همدان ۴۵ درصد پيشرفت فيزيكي دارد

به گزارش خبرنگار مهر، حسن ظفري عصر يكشنبه در آيين بهره‌برداري از فاز اول بهسازي روستاي كرك از توابع بخش گيان نهاوند كه با حضور معاون استاندار همدان، فرماندار و مسئولين شهرستان نهاوند برگزار شد، اظهار كرد: در هفته دولت ۱۹۲ پروژه آسفالت از محل اعتبارات قير سال ۹۵ افتتاح خواهد شد كه سهم شهرستان نهاوند از اين تعداد ۵ پروژه عمراني شامل جدول‌گذاري، زيرسازي و بهسازي روستايي نهاوند آماده بهره‌برداري است.

وي با اشاره به افتتاح ۱۴۴ واحد مسكوني در شهرستان نهاوند هم‌زمان با هفته دولت، تصريح كرد: به‌واسطه سيل فروردين‌ماه در بحث ساخت‌وساز و بهسازي واحدهاي قديمي در استان همدان عمليات عمراني خوبي انجام شده است.

نامه عاشقانه در سايت محمدرضا تيموري

مديركل بنياد مسكن استان همدان با اشاره به اينكه بعد از وقوع سيل بنياد مسكن استان همدان از ۲۱ هزار واحد مسكوني ارزيابي انجام داد، گفت: از اين تعداد ۱۵ هزار واحد بعد از بررسي كارشناسي خسارت ديده قلمداد شدند به طوري كه ۹ هزار واحد نيازمند احداث و ۶ هزار واحد نيازمند تعمير بودند كه عمليات عمراني آن‌ها آغاز شده است.

وي افزود: در اين راستا ۵۱۵ ميليارد تومان تسهيلات كم بهره و ۱۹۹ ميليارد تومان نيز كمك بلاعوض اختصاص‌يافته كه مرحله اول آن ابلاغ و مرحله دوم نيز در شرف ابلاغ و از اين مقدار ۲۵ درصد سهم شهرستان نهاوند است.

ظفري با اشاره به اينكه تاكنون ۸۵ درصد عمليات ديواركشي و ۴۷ درصد سقف اين واحدها احداث‌شده است، گفت: درمجموع متوسط بازسازي واحدهاي آسيب‌ديده استان همدان ۴۵ درصد پيشرفت فيزيكي دارد.

وي با اشاره به آسفالت روستاي كرك گيان به طول يك هزار و ۲۰۰ متر گفت: اين پروژه بااعتباري بالغ‌بر ۵۹۰ ميليون تومان به بهره‌برداري رسيد.

منبع:خبرگزاري مهر


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۴ شهريور ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۲۲:۰۰ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

پيشرفت ۶۰ درصدي طرح ساخت زيرگذر كوي نصر

به گزارش خبرگزاري صدا و سيما؛ به نقل از پايگاه خبري معاونت فني و عمراني شهرداري تهران،صفا صبوري ديلمي معاون فني و عمراني شهرداري تهران گفت: حدود ۸۰ درصد از شمع‌هاي مورد نياز در اين طرح حفاري و بتن ريزي شده و بخش‌هاي قابل توجهي از دال بتني زيرگذر در محور اصلي بزرگراه شهيد چمران و همچنين ضلع غربي پروژه، آماده آرماتوربندي شده است. تخريب پي پايه‌هاي پل فلزي جمع آوري شده است و حفاري شمع‌هاي باقي مانده هم ادامه دارد.

محمدرضا تيموري

آقاي صبوري افزود: بتن ريزي بخش‌هاي در دست ساخت دال زيرگذر كوي نصر، به معناي فراهم شدن شرايط آغاز عمليات خاك برداري زير سقف اين سازه است و بزودي عمليات خاكبرداري رمپ غربي پروژه آغاز مي‌شود.
با بهره‌برداري از پروژه احداث زيرگذر كوي نصر، يك مسير زيرگذر با ۳ خط عبوري در هر يك از باند‌هاي شمالي و جنوبي، جريان عبور و مرور در اين تقاطع پر ترافيك را ساماندهي خواهد كرد.
همچنين نصب مجدد بخشي از قطعات پل فلزي كوي نصر در قالب پروژه احداث پل سبز زندگي، علاوه بر اينكه عبور از تقاطع بزرگراه‌هاي شهيد چمران و جلال آل احمد را براي عابران پياده تسهيل مي‌كند، ارتباط بلافصل خيابان‌هاي گيشا، شهرآرا، پاتريس لومومبا و كارگر را برقرار مي‌كند و باعث تقويت رويكرد پياده محوري و ايجاد فضاي مكث و گذران اوقات فراغت در اين نقطه پررفت و آمد مي‌شود.

منبع:خبرگزاري صداو سيما


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۸ساعت: ۰۲:۱۴:۱۰ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

داستان بلند «يك روز سر فرصت» چاپ شد

به گزارش خبرنگار مهر، داستان بلند «يك روز سر فرصت» نوشته مهين بني‌طالبي دهكردي به‌تازگي توسط نشر پوينده منتشر و راهي بازار نشر شده است.

محمدرضا تيموري

مهين بني طالبي دهكردي داستان‌نويس شهركردي است كه پيش از اين ۳ كتاب داستاني «قاش»، «غربتي» و «از وقتي گم شد» را منتشر كرده است. او داستان «يك روز سر فرصت» را چند سال پيش نوشته و پاييز سال ۹۷ بازنويسي كرده است.

پيش از شروع متن داستان، اين جمله از توماس كارلايل فيلسوف انگليسي، ابتداي كتاب درج شده است: كار اصلي ما اين نيست كه ببينيم آن دورها چه چيز مبهمي به چشم ما مي‌خورد، بلكه وظيفه داريم ببينيم آنچه واضح و در دسترس ماست چيست.

در قسمتي از اين كتاب مي‌خوانيم:

همه بي‌هدف دور خود مي‌چرخيدند. چه دلهره‌اي سراسر خانه ايوانف را فرا گرفته بود. خودش براي اينكه ترديدي ايجاد نكند، طبق معمول هر روز به كافه رفت. بايد مي‌رفت سري مي‌زد. فهميد كه كافه را هم به هم ريخته‌اند. به شاگردش گفت كه مدتي مجبور است كافه را تعطيل كند تا سر و ساماني به آن بدهد. بايد عادي رفتار مي‌كرد و جواب كنجكاوي ديگران را مي‌داد. هيچ‌كس نبايد متوجه رفتنش مي‌شد. به همه مي‌گويد حالا كه سربازها كافه را به هم ريخته‌اند، بهتر مي‌بيند كه كمي به در و ديوارش رسيدگي كند. روي يك مقوا مي‌نويسد به علت برخي تعميرات به مدت يك ماه كافه تعطيل است و به ديوار مي‌آويزد. هرچه به دور و بر نگاه مي‌كند، جز دوربين عكاسي چيزي كم نشده است. نظمي نسبي به كافه مي‌دهد ولي براي به خانه رفتن عجله نمي‌كند. نمي‌خواهد ذره‌اي از روال عادي زندگي‌اش عدول كند. طبق معمول هميشه تا ساعت يازده شب در كافه مي‌ماند و در را باز مي‌گذارد. از تك و توك مشتريان پذيرايي مي‌كند. بعد پشت درها را مي‌گذارد و چراغ‌ها را خاموش مي‌كند و كافه را مي‌بندد.

الگا با خودش كلنجار مي‌رفت. نمي‌خواست همراه پدر و مادرش برود. حاضر نبود شرايط تازه را از دست بدهد. نادر عصر مثل هميشه نگران و دلواپس به خانه ايوانف آمد. همه در تكاپو بودند. از الگا پرسيد: «چي شده؟» الگا نتوانست خودداري كند. به گريه افتاد و گفت: «مي‌خواهيم به روسيه برگرديم. هيچكس نمي‌داند. بعد از رفتن ما ممكن است سراغ تو هم بيايند. تو بايد بگويي اصلاً از رفتن آنها بي‌خبرم و هيچ‌وقت نشنيدم كه آنها مي‌خواهند برگردند.»

منبع:خبرگزاري مهر


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ شهريور ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۱۱:۵۴ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

هشدار يك نويسنده به توقف داستان‌هاي انقلاب در موضوعات تكراري

به گزارش خبرنگار فرهنگي خبرگزاري تسنيم، نيلوفر مالك، نويسندۀ رمان «رؤياي بعدازظهر» و نامزد دريافت جايزۀ بخش كودك و نوجوان جايزۀ شهيد اندرزگو درباره اين اثر گفت: زماني كه اين رمان را نوشتم و بعدها كه برايش جايزه هم گرفتم، تا وقتي كه به دست مخاطب رسيد، از ديگران مي‌شنيدم كه قصه‌اش نو و تازه است و در عين حال، نثر و حتي حجمش نيز براي خواندن خسته‌كننده نيست.

محمدرضا تيموري

مالك همچنين توضيح داد: اميدوارم خصيصه‌هايي كه من براي كتابم در نظر گرفته‌ام و قصه‌اي كه طراحي كرده‌ام، جذابيت رمان را فراهم آورده باشد. شخصاً احساس مي‌كنم «رؤياي بعد از ظهر» ماجرايي ديگر از انقلاب اسلامي را بيان كرده است؛ به‌طوري كه نوجوان هم از خواندنش خسته نمي‌شود.

مخاطب نوجوان بايد هنگام قصه‌گويي نويسنده تفريح كند و سرگرم شود

اين داستان‌نويس با بيان اينكه شايد رفت و برگشت زماني از دورۀ انقلاب اسلامي تا اكنون براي مخاطبش جذاب باشد، گفت: حجم نسبتاً كم رمان، در كنار اينكه قصه صرفاً در قصه‌هاي هميشگي بازۀ زماني پيروزي انقلاب نمانده است، توانسته براي نسل فعلي هم ايجاد جذابيتي مضاعف كند و در هر دو سيري داشته باشد.

وي دربارۀ نگارش اين رمان خاطرنشان كرد: من قبل از اينكه «رؤياي بعد از ظهر» را بنويسم، خيلي از كتاب‌هاي داستاني مرتبط با انقلاب اسلامي را خواندم. احساس مي‌كردم بسياري از آثار در نگارش داستان‌هاي قديمي متوقف شده‌ و انگار در حال تكراري شدن هستند؛ خصوصاً اينكه من با قشر نوجواني سر و كار دارم كه شايد از خواندن كتاب پرحجم دل‌زده شود.

مالك افزود: مخاطب نوجوان بايد هنگام قصه‌گويي تفريح هم بكند و سرگرم شود؛ بنابراين اگر موضوع جدي هم به او پيشنهاد مي‌دهيم، بايد در قالب سيمايي شكيل و چه بسا داستاني مفرح قرار گيرد. به زعم من اين نياز گروه كودك و نوجوان است.

به گفته اين نويسنده؛ اتفاقاً اين مسئله جدي است و ديگران نيز آن را تأييد مي‌كنند كه بچه‌ها جذب هر داستاني نمي‌شوند. خصوصاً اينكه بايد قصه را براي خود كودك و نوجوان يعني متناسب با شخصيت آن‌ها بنويسيم؛ در غير اين صورت اينكه شخصيت يك رمان كودك يا نوجوان باشد، لزوماً قصه را كودكانه و نوجوان‌پسند نخواهد كرد.

خط و مسير نويسندگي خودم را پيدا كرده‌ام؛ هرچند كمي دير

وي افزود: من از نوشتن داستان‌هاي انقلابي لذت مي‌برم و آن را مسير باارزشي براي خودم مي‌دانم؛ در عين اينكه باز هم مي‌خواهم براي گروه كودك و نوجوان دربارۀ انقلاب اسلامي قصه‌نويسي كنم. دقيقاً بعد از خواندن «رؤياي بعد از ظهر» بود كه خيلي از دوستان من را وادار كردند كه كار را براي اين گروه سني ادامه دهم.

اين داستان‌نويس كه دو رمان ديگر را از جنس قصه‌هاي انقلابي آمادۀ انتشار دارد، گفت: من خط و مسير نويسندگي خودم را پيدا كرده‌ام؛ هرچند كمي دير! از اين بابت كه ورودم به عرصۀ نويسندگي و داستان‌گويي در همين چندسال اخير آغاز شده است؛ اما تلاشم اين است كه در همين جريان فعلي بمانم و حتي جدي‌تر از قبل بنويسم.

مالك دربارۀ برگزاري جايزۀ شهيد اندرزگو نيز گفت: قطعاً برگزاري اين جوايز ادبي به من نويسنده  چه از جنبه معنوي‌ و چه از وجه مادي انگيزه مي‌دهد و اين اتفاق خيلي خوبي است. اميدوارم نامزد يا برترشدن در جوايز ادبي، بتواند مانور تبليغاتي براي آثار برگزيده هم باشد و كم‌كاري‌ها را جبران كند.

بيشتر بخوانيد

اختتاميه جايزه شهيد اندرزگو روز يكشنبه، سوم شهريورماه، ساعت 17 در حوزه هنري برگزار مي‌شود. قرار است در اين مراسم از برگزيدگان تجليل شود.

منبع:خبرگزاري تسنيم


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۵:۳۴:۳۸ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

پليس بوشهر سارقان اينترنتي ۱۰۰۰ حساب بانكي را دستگير كرد

فرمانده انتظامي استان بوشهر روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران گفت: افسران سايبري پليس فتا اين استان در تلاش مستمر و بررسي هاي علمي خود براي سالم سازي فضاي مجازي به كاركرد چند درگاه به ظاهر بانكي مشكوك شدند.

وي بيان كرد: آنان با بهره‌مندي از روش‌هاي تخصصي، دريافتند كه افرادي با هويت‌هاي پنهان و غير واقعي با ايجاد چند درگاه بانكي جعلي با ترغيب مردم براي  استفاده از اين درگاه‌ها، اقدام به كپي برداري از مشخصات كارت‌هاي بانكي هموطنان مي‌كنند.

محمدرضا تيموري

واعظي ادامه داد: اعضاي اين باند از اين طريق مشخصات بيش از يكهزار كارت بانكي در سراسر كشور را كپي و با انتقال موجودي حساب مالباختگان به حساب‌هاي خود يا خريدهاي اينترنتي از موجودي حساب مالباختگان اقدام به سرقت از آنها مي‌كردند.

وي اظهار داشت: با اقدامات عملياتي پليس هويت ۲ نفر از متهمان در استان بوشهر شناسايي و بلافاصله دستگير شدند كه در ادامه مشخص شد متهمان همدست سومي نيز دارند كه در خارج از كشور سكونت دارد كه تلاش لازم براي دستگيري وي در دست اقدام است.

واعظي يادآور شد: ميزان دقيق برداشت اين افراد از حساب هاي شهروندان در دست بررسي است.

وي افزود: برخي از كارت هاي بانكي كه  اطلاعات خصوصي آنها كپي شده داراي موجودي بيش از ۲۰ ميليون تومان بوده است.

واعظي بيان كرد: با اقدام بموقع پليس فتا تعدادي از سفارش هاي خريد لغو و هزينه پرداختي به حساب اصلي مالباخته عودت شد و بخشي از كالاهاي سفارش شده كه بيشتر  قطعات رايانه و تجهيزات جانبي ديجيتال بود با همكاري اداره پست به پليس فتا منتقل كه با هماهنگي قضايي در باره اين اقلام تعيين تكليف خواهد شد.

فرمانده انتظامي استان بوشهر گفت: هر ۲ متهم دستگير شده كه ۱۶سال دارند در منزل شخصي  به دور از چشم و نظارت والدين اقدامات مجرمانه خود را انجام مي‌دادند كه ضرورت دارد والدين بر فعاليت هاي فرزندان خود در فضاي مجازي نظارت هوشمندانه‌اي داشته و توصيه هاي پليس فتا را مدنظر قرار دهند.

منبع:ايرنا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۲:۵۹:۳۵ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

سينما بايد روي برانكار داستان كوتاه دراز بكشد

نشست «كوتاه با داستان» با بحث درباره آثار ادبي و هنري محمدمهدي رسولي برگزار شد.

به گزارش ايسنا بر اساس خبر رسيده، در دهمين جلسه «كوتاه با داستان» كه عصر ديروز (ششم مردادماه) با حضور جمعي از علاقه‌مندان به ادبيات در فرهنگسراي انديشه برگزار شد،  محمدمهدي رسولي، نويسنده، كارگردان و نقاش، قبل از خواندن داستان كوتاه خود، «روايت هفتم از جهان» گفت: از اين داستان كوتاهي كه امروز خدمت‌تان مي‌خوانم يك نسخه فيلم‌نامه سينمايي نيز نوشته شده است. به نظرم هنوز جاي اين بحث باقي مانده است كه سينماي ما يك جاي خالي دارد. معتقدم سينماي ما مي‌تواند براي حل يكي از دغدغه‌هاي مهم خود در حوزه انديشه و درون‌مايه از مداواي اورژانس داستان كوتاه استفاده كند. سينماي ما خيلي سريع و بدون هيچ بحثي مي‌تواند روي برانكار داستان كوتاه دراز بكشد و يك‌جوري تا احياي بعدي، خود را زنده نگه دارد.

او اظهار كرد: بايد بگويم با وضعي كه وجود دارد، سينماي ما حال خوبي ندارد و شايد به نوعي با دستگاه زنده است. بر همين اساس معتقدم كه داستان مي‌تواند و حتما مي‌تواند نجات‌بخش باشد، به خصوص داستان كوتاه كه شرايط خاص‌تري نيز دارد. البته داستان بلند نيز اين زمينه را دارد اما در داستان كوتاه رگه‌هايي وجود دارد كه مي‌تواند به سينماي امروز ما كمك كند و مفيد واقع شود.

در ادامه برنامه، فيلم «كپسول» كه به كارگرداني محمدمهدي رسولي ساخته شده است، پخش شد. او قبل از پخش اين فيلم بيان كرد: اين كار سال گذشته در شرايط بسيار سختي شكل گرفت و ساخته شد. تهيه‌كننده نداشتيم و خودمان آن را ساختيم. براي لوكيشن اين فيلم، يك ساختمان بسيار قديمي را كه آلماني‌ها در منطقه‌اي در كرج ساخته بودند انتخاب كرديم و با توجه به فضايي كه نياز داشت، آن را بازسازي كرديم. بر همين اساس، كار طراحي صحنه اين كار بسيار سخت و طاقت‌فرسا بود. 

mohamadrezateimouri

او افزود: من بعد از چندين سال، به سراغ سينما آمده بودم و مي‌خواستم فيلم توليد كنم و به همين دليل احساس مي‌كنم كه اين كار قبل از هر چيز آزمون خود من بود و لازم بود كه در چنين فضاي سختي قرار بگيرم و چند مسئوليت داشته باشم. جالب است بدانيد تصويربرداري اين فيلم در شب عيد انجام شد و همه بازيگران مجبور شدند سرشان را با شماره‌هاي ۴ و ۶ بتراشند. بر همين اساس مجموعه عوامل خيلي صادقانه كار كردند و كار بسيار خوبي ساخته شد. خاطرم هست كه ارشاد اين فيلم را به عنوان نمونه كار از ما مي‌خواست، ما آن را ساختيم اما بعداً فرمودند كه چه كشكي و چه دوغي! ما اصلا نمونه كار نمي‌خواستيم! اما به هرحال ما آن فيلم را ساخته بوديم. بايد بگويم كه ارشاد هنوز هم اجازه نداده است كه كار سينمايي بسازيم كه البته بعيد است چيزي هم بسازيم. اكنون سال دهم يا يازدهم است كه بنده براي ساخت اثر سينمايي اول خود تلاش مي‌كنم و هنوز هم موفق نشده‌ام كاري بسازم اما اين‌بار تصميم گرفتم كه فقط يك مجوز ساخت از ارشاد گرفته و با بودجه شخصي خودمان كار را بسازيم.

در بخش بعدي برنامه، سيدمهدي شجاعي كه به تازگي پدر خود را از دست داده است در معرفي داستان كوتاه خود بيان كرد: امروز مي‌خواهم داستان كوتاه چاپ‌نشده‌اي به نام «اجتناب عاليجناب» را بخوانم. مجموعه «كرامات شيخ» در انتظار چاپ است و رماني كه در جلسه قبل خواندم نيز مجموعه مستقل ديگري است.

در ادامه برنامه نوبت به پرسش و پاسخ از محمد مهدي رسولي رسيد. رسولي در ابتدا در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌كه نويسنده است، شاعر است، برنامه‌ساز است يا نقاش، گفت: فكر مي‌كنم اين‌ها كه فرموديد مربوط به آدم ديگري است؛ من محمدمهدي رسولي هستم، متولد تهران. با اين حال وقتي در يك آستانه به خصوص قرار مي‌گيريد و منظره‌اي ايجاد مي‌كنيد طبيعي است كه مي‌خواهيد آن منظره را كامل كنيد. همان‌طور كه تمام وجه‌هاي آفرينش بشر به سمت زيبايي و نيكي پيش مي‌رود جهت شما هم به همين سمت است و طبعا براي رسيدن به آن از يك سري ابزار استفاده مي‌كنيد. در حقيقت همه اين‌ها در يك مجموعه فراهم آمده و هيچ‌كدام با هم تناقضي ندارد. به عبارت بهتر، يك قلم است كه اين قلم گاهي به دوربين، رنگ و ... تبديل مي‌شود. مي‌توانم بگويم كه يك صداي واحد با يك تم واحد است كه در همه جا شنيده مي‌شود.

او افزود: خاطرم هست در اوايل دهه 70 يك مجموعه نقاشي كار كردم كه هيچ گرايش ديني‌اي در آن وجود نداشت و هيچ المان به خصوصي در آن قرار نداده بودم. استاد سر و روي سفيدكرده‌اي پيش من آمد و پرخاش كرد كه چرا اين‌قدر مذهبي هستيد؟ گفتم مگر شما با هنر من آشنايي داريد؟ گفت اين كارها داد مي‌زند و نيازي به آشنايي نيست. به او گفتم كه آيا الماني در آن ديديد؟ من هيچ گنبد و گلدسته‌اي در آن قرار نداده‌ام. او در پاسخ گفت نه، اين موضوع در نگاه تو است. خاطرم هست كه شش، هفت‌ساله بودم كه برادرم، استاد خليل رسولي يك ضبط ريل گرفته بود و صداي اعضاي خانواده را با آن ضبط مي‌كرد. يك بار كه به مشهد رفته بوديم، در ايستگاه قطار، نوري از يك دريچه تابيده بود و من در همان هفت‌سالگي آن ستون دود را تفسير كردم و از معناي آن توضيح دادم. به نظرم هنوز هم همان كار را انجام مي‌دهيم. بله درست است من از نقاشي شروع كردم، البته بخش‌هايي بود كه همزمان با هم انجام مي‌گرفت. خاطرم هست كه يك كرسي در خانه داشتيم كه من روي آن مي‌رفتم و نمايش اجرا مي‌كردم در حقيقت، همزمان با نقاشي اتفاقات ديگري نيز رخ مي داد. البته خوشبختانه بعدا بازي را رها كردم و پس از ايفاي نقش در يك كار سينمايي در دهه 60 بازيگري را به صورت كلي رها كردم. بنابراين با نقاشي به صورت جدي شروع كردم و سپس با نوشتن ادامه پيدا كرد.

او در پاسخ به سوال حسين آشتياني، كارشناس برنامه، درباره «سرزمين سياه» گفت: «سرزمين سياه» يك شعر بلند بود كه از همان فضاي انقلاب سخن مي‌گفت. اين شعر را نوشتم اما زنگ تفريح بعدي آمدم و ديدم نيست و گم شده بود، اما مجدداً با سماجت تمام آن را نوشتم. خاطرم هست در پاساژ حاج نايب يك انتشارات بود كه براي انتشار اين شعر به آن‌جا رفتم اما از آن‌جايي كه بسيار كوچك‌اندام بودم همراه با خواهرم براي قرارداد به آن‌جا رفتيم. جالب است كه بعد از آن، هفته‌اي دو، سه بار به آن مغازه مي‌رفتم تا پشت ويترين را نگاه كنم و ببينم كه كتاب چاپ شده است يا خير. در نهايت اين كتاب با يك جلد كاغذي تك‌رنگ چاپ شد. متاسفانه يك نسخه سه‌هزارتايي و يك نسخه پنج‌هزارتايي از آن منتشر شد اما بعدا شروع به جمع‌آوري اين كتاب از كتابخانه‌ها كردم. براي مثال، به كتابخانه‌ها مي‌رفتم و مي‌گفتم «سرزمين سياه» را داريد؟ مي‌گفتند بله و من امانت مي‌گرفتم و سپس هفته بعد به كتابخانه مي‌رفتم و مي‌گفتم جريمه آن چقدر مي‌شود چرا كه من كتاب را گم كرده‌ام. البته تمام كتاب‌هايي كه به اين روش جمع كردم، به ۱۰۰ نسخه نيز نرسيد.

رسولي در ادامه اظهار كرد: اولين اثر داستاني كه از من منتشر شد يك داستان كوتاه بود كه در سال ۵۸ به چاپ رسيد. وقتي آن را نوشتم به يكي از روزنامه‌ها رفتم و براي چاپ دادم. مسئول آن روزنامه به من گفت كه كار بسيار خوبي است اما «گوژپشت نتردام» را خوانده‌اي؟ گفتم بله. البته داستان هيچ ربطي نداشت اما ظاهراً فضاي آن اين‌گونه بود. در آن‌جا بود متوجه شدم كه بايد از فضاي اين داستان‌ها فاصله بگيرم. من دو مواجهه تلخ با روزنامه‌ها دارم؛ بار اول را كه تعريف كردم و بار دوم هم زماني بود كه بختيار نرفته بود و من يك كاريكاتور از او كشيدم و آن را به روزنامه كيهان بردم. كاريكاتور راجع به مردم و بختيار بود. خاطرم هست خانمي در آن‌جا نشسته بود و داشت مانيكور مي‌كرد، به او گفتم كه اين را آوردم تا چاپ كنيد. او كاريكاتور من را ديد و گفت جالب است اما اين را به كسي نشان نده و آن را همين‌جا پاره مي‌كنم. برو و ديگر اين از اين كارها نكن.

او درباره ورود خود به تلويزيون گفت: سپس از سال ۶۱-۶۲ وارد سينما و متاسفانه تلويزيون شدم و سال‌ها در آن‌جا به تلف كردن عمر خود مشغول بودم. اين جريان تا هفت - هشت سال پيش ادامه داشت و خداوند كمك كرد از اين بند خلاص شدم و ديگر در آن‌جا كاري نكردم.

محمدمهدي رسولي درباره رمان «رقص بسمل» اظهار كرد: همواره تلاش كرده‌ام براي هر كاري كه مي‌خواهم انجام بدهم از كلاس اول شروع كنم و مطالعات اوليه را آغاز كرده و الفبا را از همان ابتدا كنار هم بچينم. اين موضوع فقط در داستان نيست و در نقاشي نيز چنين است. نمي‌دانم كه تا به حال چند سيب و انار نقاشي كرده‌ام اما باز هم براي يك نقاشي جديد روي آن دقيق مي‌شوم. «رقص بسمل» در اين فضا بسيار جدي بود و يك فضاي جست‌وجوگرايانه برايم داشت. به عبارت بهتر يك گونه آزمايش‌گري براي من بود و شايد فضاي نوشتن آن برايم توام با يادگيري نيز بود. كل اين داستان در ۶۰ دقيقه اتفاق مي‌افتد و بعداً متوجه مي‌شويم كه در يك دقيقه رخ داده است. يك راوي دارد كه لحظات پاياني عمر خود را تجربه كرده و مدام در حال افت‌وخيز و به هوش آمدن و از هوش رفتن است و داستان زندگي خود را تعريف مي‌كند. خاطرم هست كه در ابتدا قريب به پنج - شش  فصل از اين كار را نوشته بودم. قصه خطي بود و متوجه شدم كسي كه محتضر است نمي‌تواند به اين سادگي راوي باشد. آقاي شجاعي هميشه به من لطف داشته و از روند نوشتن اين رمان پيگيري مي‌كردند اما ناگهان اين كار متوقف شد و توقف يك‌ساله‌اي را تجربه كرد چرا كه تمام فصل‌هايي را كه نوشته بودم ريز ريز كرده و حتي دست‌نويس‌هايم را نيز از بين بردم. دليل اين كار اين بود كه قصه بايد به سختي آغاز مي‌شد و به همين دليل نوشتن آن را از ابتدا آغاز كردم. اين رمان هفت راوي دارد كه يكي از راويان در قيد حيات نيست و مرده است. يكي ديگر از راويان كسي است كه عقب‌مانده ذهني است و در ۱۷-۱۸ صفحه يك مونولوگ را براي ما تعريف مي‌كند. تمام سعي ما اين بود كه از منظر هر كس كه داستان را تعريف مي‌كنم، زبان او را پيدا كنم و حرف بزنم. البته اين زبان نه از جنبه فيزيكال بلكه از جنبه‌هاي روانشناختي كه بر زاويه ديد تاثير مي‌گذارد مهم است. 

رسولي درباره مردانه بودن داستاني كه در اين جلسه خوانده بود و از دست دادن مخاطبان خانم گفت: در اين داستان يك نكته مشخص وجود داشت و آن هم اين بود كه شخصيتي كه به صورت پنهان دنبالش مي‌كرديم و پايان داستان با او رقم خورد، نامزد نيما بود. در اين كار، احساس من اين است كه نيما و نامزدش بيشتر ديده شدند. با اين حال بايد بگويم كه اصولا سهم عمده‌اي از كارهايم به خانم‌ها اختصاص دارد. براي مثال يكي از شخصيت‌هاي اصلي «رقص بسمل» پري جان است كه يك جوري رمان را بين يك كار مردانه و زنانه سيال مي‌كند.

 سيدمهدي شجاعي در توضيح صحبت‌هاي رسولي گفت: شايد مستقلاً در هر كاري نشود برابري حضور زن‌ها و مردها را داشت و بايد مجموعه آثار يك نويسنده را ديد تا بتوان قضاوت كرد. براي مثال در داستاني كه در سربازخانه روايت مي‌شود، طبيعي است كه هيچ زني نبايد در آن باشد اما در مقابل ممكن است يك داستان در زندان زنان رخ دهد و همه زن باشند.

رسولي درباره وجود عنصر جست‌وجو در آثار خود گفت: يك بخش از فرديت كسي كه كار هنري مي‌كند، فارغ از نوع اثر، مربوط به خودش است. البته در جامعه هنري اين موضوع را نيز داريم كه هنرمند بگويد من نبودم دستم بود تقصير آستينم بود اما به هر حال، يك اثر هنري بازتاب كسي است كه آن را انجام مي‌دهد. به شدت معتقدم كه جست‌وجو اول از همه بايد در من رخ بدهد و سپس در مخاطب. براي مثال من يك نقاشي را تمام مي‌كنم و از او يك توقعي دارم، حال آن نقاشي پيش روي من است و بايد بتواند از خود دفاع كند، يعني در يك محاكمه به من بگويد كه چرا هست و از كجا آمده است؟ اگر نتواند دفاع كند من مي‌مانم و يك تيغ كاتر و يك ضربه به بوم. به نظرم تمام اين محاكات جست‌وجو است كه به مخاطب نيز منتقل مي‌شود. بارها و بارها يك اثر را معدوم كرده‌ام تا به چيزي كه دلم مي‌خواهد برسم و در حقيقت دوست دارم كه به ذات جست‌وجو نزديك شوم.

اين كارگردان و نويسنده در پاسخ به سوالي مبني بر ساخت برنامه «اكسيژن» در اوايل دهه 70 و پخش آن از تلويزيون گفت: حدود دو سال پيش خانم خبرنگاري با من تماس گرفت و خواست درباره كارهاي تلويزيوني با من صحبت كند. به او گفتم كه اين مشابهت اسمي است و اشتباه گرفته است. هميشه از صحبت كردن راجع‌به تلويزيون فرار مي‌كنم و اين‌جا هم خيلي جاي صحبت راجع به آن نيست. تلويزيون اتفاقي است كه خيلي بهجت اثر نيست و بايد روي آن را بپوشانيد و به آن نگاه نكنيد. در اين هشت سال نيز تلاش كردم ديگر روي اين زخم را باز نكنم و اميدوارم كه شما نيز در اين جلسه اين زخم را باز نكنيد. بله درست است «اكسيژن» را بنده مرتكب شدم و طراح، نويسنده و كارگردانان آن من بودم. از آن‌جا كه كار براي نوجوانان بود نكته مهمي براي ما وجود داشت و آن هم اين بود كه عواملي كه براي توليد كار جمع مي‌شوند همگي جوان باشند. به همين دليل گروهي كه تشكيل شد همه جوان بودند. دليل اين اصرار اين بود كه همه افرادي كه در اين كار ديده مي‌شوند براي اولين‌بار باشد كه در برابر دوربين قرار مي‌گيرند كه خود اين موضوع نيز برايم يك تجربه‌گري بود. به نظرم، توجه به انديشه و درون‌مايه نياز تلويزيون و سينما است كه بتواند اتفاق جديدي را رقم بزند. در «اكسيژن» سعي كرديم ذهن مخاطب را به اين سمت ببريم.

رسولي در پايان با اشاره به «مناجات‌الغافلين» كه جديدترين اثر او است، گفت: در كتاب «آمين» كه پيش از اين چاپ كرده بودم، يك فرد مثل بچه آدم، به صورت جدي و با صراحت مي‌آيد و با خداوند صحبت مي‌كند. طبيعي است كه هر اتفاق اين چنيني يك اتفاق جعلي نيز داشته باشد. به نظر من «مناجات‌الغافلين» سكه قلب‌شده‌ «آمين» بود كه در كنار سره از ناسره نيز صحبت مي‌كرد.

 او در پاسخ به سوالي مبني بر وجود تفكر در آثار خود اظهار كرد: هميشه سعي كرده‌ام به صورت بسيار  پنهان كار خود را به مخاطب ارائه بدهم و پيامي را در آن بگنجانم تا او نيز ميدان انديشه‌اش باز شده و بتواند فكر كند و ذهنش شخم بخورد.

شجاعي در پايان اين مراسم توضيحاتي درباره محمدمهدي رسولي داد و گفت: مي‌خواهم چند سطر راجع‌به محمد مهدي رسولي صحبت كنم. در رونمايي از كتاب «مناجات‌الغافلين» ايشان گفتم كه اگر بخواهيم خيلي ساده و مختصر محمدمهدي رسولي را توصيف كنيم بايد بگوييم كه او يك هنرمند خلاق و متخلق است. ايشان در مجموع مختصات يك هنرمند مطلوب، سختكوش و جسور را دارد. علاوه بر اين، ايشان با خواندن هفت روايت از جهان در اين جلسه به نوعي قدرت‌نمايي كردند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه ايشان در هر جا كه بوده، سرفراز بيرون آمده است.

در انتهاي اين جلسه محمدمهدي رسولي بخش‌هايي از كتاب «مناجات‌الغافلين» خود را براي حاضران خواند.

منبع:ايسنا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۲:۳۰:۲۱ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

جوانان براي ازدواج عاقلانه تصميم مي‌گيرند يا عاشقانه؟

پژوهشي كه پيرامون چيستي و چگونگي عشق در دوران آشنايي در بين جوانان شهر اصفهان انجام شده نشان مي‌دهد، عقلانيت بيش از احساسات صِرف مدنظر جوانان قرار مي‌گيرد و عشق در اين برهه‌ زماني براي جوانان ماهيتي عاقلانه پيدا مي‌كند.

به گزارش ايسنا، به منظور جست‌وجو پيرامون چيستي و چگونگي عشق در دوران آشنايي و عوامل جامعه شناختي موثر بر آن در بين جوانان شهراصفهان، تيم پژوهشگران متشكل از زهرامختاري (دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه اصفهان) ، مسعود كيانپور (استاديار گروه علوم اجتماعي دانشگاه اصفهان) ، احسان آقابابايي (استاديار گروه علوم اجتماعي دانشگاه اصفهان) پژوهشي را در بين ۲۴ نفر از جوانان ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر اصفهان انجام داده‌اند.

محمدرضا تيموري

اين پژوهش با اتخاذ رويكرد كيفي و روش پديدارشناسي به توصيف چيستي و چگونگي تجربه زيسته عشق ازدواجي در دوران آشنايي تالحظه‌ عقد از منظر كنش‌گران تازه ازدواج كرده مي‌پردازد. جامعه مطالعه شده شامل شهروندان متأهل شهر اصفهان است كه در سال‌هاي ابتدايي زندگي مشترك‌اند. دراين پژوهش كه از طريق نمونه‌گيري هدفمند و با مصاحبه عميق با  ۲۴ نفر انجام شده است، داده‌ها جمع‌آوري و با استفاده از روش تحليل پديدارشناسي ۸ مرحله‌اي و مبتني بر روش باتلر- كيسبر تحليل شد.

در مقدمه اين پژوهش آمده است: «عشق به منزله پديده‌اي مهم در طول تاريخ و در جوامع گوناگون مطرح بوده كه در دنياي مدرن در رابطه با ازدواج قرار گرفته است؛ به اين معنا كه عشق پايه و اساس ازدواج و تشكيل نهاد خانواده شده و بنابراين از منظر جامعه‌شناسان اهميت فراواني يافته‌است. ازدواج‌ها در گذشته بيشتر مبناي اقتصادي داشت و تحت نفوذ خانواده بود، اما با صنعتي شدن عشق رمانتيك به عنوان مبناي اصلي ازدواج تلقي شد. اين موضوع در جامعه غرب «عقده عشق رمانتيك» ناميده شده است كه عشق را شرط لازم و پيش‌نياز ازدواج قرار مي‌دهد و مولفه‌هاي اصلي آن از طريق رسانه‌ها به جامعه القا مي‌شود. در اين صورت عشق قبل از ازدواج و در فرايند انتخاب همسر مهم مي‌شود. ازدواج كردن به دليلي جز عشق پذيرفته شده نيست و مردم نسبت به آن بدبين خواهند بود.»

در عين حال ،« به دليل قرارگرفتن جامعه ايران در دوران گذار از سنت به مدرنيته و همچنان حاكم بودن ارزش‌هاي سنتي بر بخش وسيعي از جامعه، دو نوع الگوي ازدواج سنتي و مدرن وجود دارد. در ازدواج سنتي حيطه انتخاب فرد در انتخاب همسر محدود است و تشكيل زندگي بر اساس نياز طبيعي، ارزش‌هاي جمع‌گرايانه و نه عشق و علاقه پيش از ازدواج صورت مي‌گيرد. انتخاب همسر همچنان با تصميم بزرگ‌ترها و در صورت لزوم با تأييد ضمني دختر و پسر صورت مي‌گيرد. در حالي كه در الگوي ازدواج مدرن دختر و پسر نقش اصلي را در تصميم‌گيري دارند. قبل از ازدواج مدتي باهم دوستي و آشنايي دارند و علت ازدواج نيز برپايه عشق و علاقه شكل‌گرفته ميان آن‌هاست.»

در اين پژوهش تحليل داده‌ها نشان مي‌دهد: «تجربه زيست‌شده عشق ازدواجي در دوران آشنايي تا لحظه عقد از طريق نوعي تقابل عقل و احساس در سه مرحله زماني برساخته مي‌شود؛ تقابل ميان«رمانتيك‌گرايي پيشين» و«واقعيت‌گرايي پيشين» قبل از مواجهه و ميان«به دل نشستن»،«واقعيت‌گرايي پسين»و«رخدادهاي جرقه‌اي» بعد از مواجهه با طرف مقابل، كه به‌طور كلي با مضمون«سرگرداني ميان بيم و اميد» مشخص شد.»

در اين تحقيق به اين نكته اشاره شده‌است كه «اين سرگرداني ماهيت عشق ازدواجي در دوران آشنايي را مشخص مي‌كند و تا قبل از لحظه عقد ادامه مي‌يابد. لحظه عقد نيز در عين داشتن چنين تقابلي، به عنوان لحظه‌اي محوري در آگاهي كنش‌گران، با در بر داشتن مضمون اصلي«دوگانگي لحظه عقد»، از يك سو «اوج سرگرداني» را در خود دارد  از سوي ديگر به اين سرگرداني خاتمه مي‌دهد. به اين معنا كه پس از لحظه عقد ترديد كنش‌گران به صفر مي‌رسد و آن‌ها نوعي «تحول احساسي» را تجربه مي‌كنند. بنابر اين مضامين«سرگرداني ميان بيم و اميد» و«دوگانگي لحظه عقد» مضامين اصلي حاصل از تحليل داده‌ها در سه تا چهار  سطح است و ذات پديده عشق ازدواجي قبل از آغاز آن را مشخص مي‌كند.»

در اين تحقيق ««رخداد جرقه‌اي» نقطه عطف تجربه عشق است كه كنش‌گران قبل از رسيدن به آن ترديد بسياري را در مورد احساس دوست داشتن تجربه مي‌كنند و اين جرقه ثانويه با ورود احساسات، كنش‌گر را نسبت به احساس دوست داشتن يا دوست داشته شدن مطمئن مي‌كند. بنابراين، ورود احساسات، كاهش ناگهاني ترديدها، آرامش خاطر و فراموش‌نشدني بودن، مفاهيمي هستند كه كنش‌گران از طريق آن‌ها اين رخداد را بازمي‌نمايانند.»

به‌طور كلي، يافته‌هاي اين پژوهش تأييدكننده نظريه «ساخت‌مندي اجتماعي» در حوزه جامعه‌شناسي احساسات است، زيرا تجربه عشق از سوي كنش‌گران اصفهاني و در عرصه دوران آشنايي  و انتخاب براي ازدواج به آن كيفيت‌هاي جديدي مي‌بخشد كه آن را از تجربه عشق در عرصه‌هاي ديگر متمايز مي‌كند.

يافته‌ها نشان مي‌دهد: «در تجربه عشق ازدواجي در دوران آشنايي، عقلانيت بيش از احساسات صرف مدنظر كنش‌گران قرار مي‌گيرد، و عشق در اين برهه زماني براي كنش‌گران اصفهاني ماهيتي عاقلانه پيدا مي‌كند. كنش‌گران در توجيه اين موضوع به سرنوشت‌سازبودن ازدواج و اعتقاد به يكبار رخ دادن آن در زندگي اشاره مي‌كنند. درواقع، نابهنجار بودن طلاق در آگاهي كنش‌گران،حساسيت تصميم‌گيري و انتخاب را در تجربه عشق ازدواجي افزايش مي‌دهد و آن را به واقعيت‌گرايي بيشتر سوق مي‌دهد.»

منبع:ايسنا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۹:۱۶:۳۲ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

تجميع ظرفيت‌ها لازمه پيشرفت شهرستان‌هاي كم توسعه است

عليرضا آشناگر روز شنبه در شوراي برنامه‌ريزي و توسعه استان سمنان، ستاد اقتصاد مقاومتي و ستاد توسعه شهرستان ميامي در سالن يادگار امام(ره) استانداري افزود: برخورداري مردم از شرايط مطلوب زندگي و رشد و توسعه مناطق محروم و كمتر توسعه يافته از رويكردهاي اساسي نظام است.

وي با اشاره به ضرورت ارتقاء شاخص‌هاي توسعه‌اي، بيان كرد: اعتبارهاي تصويب شده، بنيادهاي علوي، بركت و آستان قدس رضوي و تشكل‌هايي همچون ايميدرو از جمله طرفيت‌هاي مطلوبي است كه بايد براي توسعه شهرستان ميامي از آن‌ها بهره برد.

آموزش نويسندگي

استاندار سمنان ادامه داد: استفاده از ظرفيت قانوني تسهيلات بانك‌ها براي اجراي طرح‌هاي توسعه‌اي شهرستان ميامي از ديگر موارد براي پيشبرد اهداف سند توسعه شهرستان ميامي است.

وي با بيان اينكه در طرح‌هاي ملي و استاني اعتبارهاي تخصيصي به طرح‌هاي عمراني‌ ميامي افزايش يابد، تصريح كرد: مشوق‌هايي همچون كاهش نرخ تسهيلات و ماليات در اين شهرستان باهدف جذب سرمايه‌گذار در نظر گرفته شود.

آشناگر با اشاره به ماده ۲۷ قانون برنامه ششم در خصوص توسعه سالانه پنج هزار روستا در كشور، خاطرنشان كرد: ۱۶ روستا از مجموع ۸۷ روستاي استان سمنان در اين برنامه در شهرستان ميامي قرار دارد.

وي به ضرورت تحقق نظام ارزيابي طرح‌ها تاكيد و اضافه كرد: با محقق شدن اين مساله، شناسايي ضعف و قوت دستگاه‌هاي اجرايي ممكن و تدابير لازم براي مرتفع‌سازي اهداف اتخاذ مي‌شود.

استاندار سمنان با بيان اينكه طرح شهرك صنعتي‌ بخش كالپوش در هفته دولت كلنگ‌زني ‌مي‌شود، يادآور شد: بررسي و مطالعه شهرك تخصصي معادن شهرستان ميامي در حال نهايي‌شدن است كه با عملياتي شدن آن تامين زيرساخت‌ها، فرآوري مواد معدني و مطالعات اكتشافي تسهيل و تسريع مي‌شود.

وي به ظرفيت‌هاي كشاورزي ميامي اشاره و اضافه كرد: اراضي حاصلخيز، كيفيت خاك و نبود چالش آب در بخش كشاورزي از ديگر قابليت‌هاي اين شهرستان است كه در سند توسعه‌اي مورد توجه قرار گيرد.

استاندار سمنان، توجه به زيرساخت‌هاي شهري و مطالعات اجتماعي به ويژه در مناطق روستايي شهرستان سمنان را مورد تاكيد قرار داد.

در شوراي برنامه‌ريزي و توسعه استان، ستاد اقتصاد مقاومتي و ستاد توسعه شهرستان ميامي، تشريح نظام نامه ستاد توسعه شهرستان هاي منتخب (شهرستان ميامي) موضوع ۳۱ شهرستان منتخب كمتر توسعه يافته و نيز ارائه گزارش عملكرد استاد توسعه اقتصادي و اشتغالزايي روستايي موضوع ماده ۲۷ قانون برنامه ششم توسعه كشور در سال ۹۷ و بررسي و تصويب توسعه اقتصادي و اشتغالزايي روستاي لاسجرد از توابع شهرستان سرخه مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

منبع:ايرنا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۱۰:۱۳:۲۸ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

بازداشت وحشيانه دختر جوان توسط پليس آمريكا

به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضاي مجازي باشگاه خبرنگاران جوان، سال گذشته براي سامانتا گلاس ۳۶ ساله ساكن آريزوناي آمريكا حادثه وحشتناكي رخ داد كه ويدئوي اين حادثه به تازگي منتشر شده است.

آموزش نويسندگي


در اين حادثه او به طرز وحشيانه‌اي توسط پليس آمريكا دستگير شد، اين در حالي است كه شواهد نشان مي‌دهد وي بي‌گناه است و بي‌رحمانه اعمال قانون شده است. اكنون اين زن با ثبات بي‌گناهيش قصد دارد تا از پليس به دليل حمله وحشيانه‌اش شكايت كند. ماجرا اين قرار است كه در شب حادثه سامانتا به جرم سرقت يك خودرو در حالت مستي بازداشت شد. اما حقيقت اين است كه او قصد داشت تا دخترانش را كه در نزد شوهر سابقش بودند، ملاقات كند. اما در هنگام بازگشت نزاع كوتاهي بين او و همسر سابقش در مقابل خانه وي رخ داد، زن سعي كرد تا داخل ماشين همسرش شود و دختر نوزادش را در آغوش بگيرد، اما در خودرو  بسته و تلاش زن بي فايده بود.به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضاي مجازي باشگاه خبرنگاران جوان، سال گذشته براي سامانتا گلاس ۳۶ ساله ساكن آريزوناي آمريكا حادثه وحشتناكي رخ داد كه ويدئوي اين حادثه به تازگي منتشر شده است.
در اين حادثه او به طرز وحشيانه‌اي توسط پليس آمريكا دستگير شد، اين در حالي است كه شواهد نشان مي‌دهد وي بي‌گناه است و بي‌رحمانه اعمال قانون شده است. اكنون اين زن با ثبات بي‌گناهيش قصد دارد تا از پليس به دليل حمله وحشيانه‌اش شكايت كند. ماجرا اين قرار است كه در شب حادثه سامانتا به جرم سرقت يك خودرو در حالت مستي بازداشت شد. اما حقيقت اين است كه او قصد داشت تا دخترانش را كه در نزد شوهر سابقش بودند، ملاقات كند. اما در هنگام بازگشت نزاع كوتاهي بين او و همسر سابقش در مقابل خانه وي رخ داد، زن سعي كرد تا داخل ماشين همسرش شود و دختر نوزادش را در آغوش بگيرد، اما در خودرو  بسته و تلاش زن بي فايده بود.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۳:۳۳:۴۲ توسط:محمدرضا تيموري موضوع:

بازداشت وحشيانه دختر جوان توسط پليس آمريكا

به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضاي مجازي باشگاه خبرنگاران جوان، سال گذشته براي سامانتا گلاس ۳۶ ساله ساكن آريزوناي آمريكا حادثه وحشتناكي رخ داد كه ويدئوي اين حادثه به تازگي منتشر شده است.

آموزش نويسندگي


در اين حادثه او به طرز وحشيانه‌اي توسط پليس آمريكا دستگير شد، اين در حالي است كه شواهد نشان مي‌دهد وي بي‌گناه است و بي‌رحمانه اعمال قانون شده است. اكنون اين زن با ثبات بي‌گناهيش قصد دارد تا از پليس به دليل حمله وحشيانه‌اش شكايت كند. ماجرا اين قرار است كه در شب حادثه سامانتا به جرم سرقت يك خودرو در حالت مستي بازداشت شد. اما حقيقت اين است كه او قصد داشت تا دخترانش را كه در نزد شوهر سابقش بودند، ملاقات كند. اما در هنگام بازگشت نزاع كوتاهي بين او و همسر سابقش در مقابل خانه وي رخ داد، زن سعي كرد تا داخل ماشين همسرش شود و دختر نوزادش را در آغوش بگيرد، اما در خودرو  بسته و تلاش زن بي فايده بود.به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضاي مجازي باشگاه خبرنگاران جوان، سال گذشته براي سامانتا گلاس ۳۶ ساله ساكن آريزوناي آمريكا حادثه وحشتناكي رخ داد كه ويدئوي اين حادثه به تازگي منتشر شده است.
در اين حادثه او به طرز وحشيانه‌اي توسط پليس آمريكا دستگير شد، اين در حالي است كه شواهد نشان مي‌دهد وي بي‌گناه است و بي‌رحمانه اعمال قانون شده است. اكنون اين زن با ثبات بي‌گناهيش قصد دارد تا از پليس به دليل حمله وحشيانه‌اش شكايت كند. ماجرا اين قرار است كه در شب حادثه سامانتا به جرم سرقت يك خودرو در حالت مستي بازداشت شد. اما حقيقت اين است كه او قصد داشت تا دخترانش را كه در نزد شوهر سابقش بودند، ملاقات كند. اما در هنگام بازگشت نزاع كوتاهي بين او و همسر سابقش در مقابل خانه وي رخ داد، زن سعي كرد تا داخل ماشين همسرش شود و دختر نوزادش را در آغوش بگيرد، اما در خودرو  بسته و تلاش زن بي فايده بود.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ساعت: ۰۳:۳۱:۳۲ توسط:محمدرضا تيموري موضوع: